نقد فیلم One Battle After Another | بازی متفاوت دیکاپریو در فیلم جدید اندرسون

نقد فیلم One Battle After Another | بازی متفاوت دیکاپریو در فیلم جدید اندرسون

خانه-نقد فیلم و سریال : نقد فیلم One Battle After Another | بازی متفاوت دیکاپریو در فیلم جدید اندرسون

«نبرد پشت نبرد» در ادامه‌ی مسیر کاری پل توماس اندرسون اثری است که نه‌تنها از نظر ظاهری، بلکه از لحاظ بنیان‌های فکری فاصله‌ای قابل‌توجه با فیلم‌های پیشین او دارد. فیلم از همان لحظه‌ی آغازین روشن می‌کند که قصد تکرار مسیرهای آشنا را ندارد. مقیاس تولید، نوع طراحی صحنه‌ها و گستره‌ی جغرافیایی روایت همگی نشان می‌دهند اندرسون این‌بار تلاش کرده جهان اثر را بر پایه‌ی فضاهای بیرونی تعریف کند، نه بر تکیه بر حفره‌های روانی و ارتباطات چندلایه‌ی شخصیت‌ها. شاید به همین خاطر است که انتظارهای زیاد و هیجان‌زده‌ای که برای انتشار فیلم وجود داشت، به تجربه‌ای متفاوت از آنچه عموم مخاطبان از اندرسون می‌شناختند ختم شد.

اقتباس آزاد فیلم از رمان «واینلند» توماس پینچن سبب شده فیلم از همان ابتدا آغشته به لحن سیاسی و اجتماعی خاصی باشد. اندرسون بدون آن‌که به‌صورت مستقیم شعار بدهد، فضای فیلم را در بستری قرار می‌دهد که نیروهای چپ، سرمایه‌داری، آشوب‌های شهری، مبارزه‌های خیابانی و ناآرامی‌های اجتماعی تنها پس‌زمینه نیستند، بلکه در گوشت و خون روایت تنیده شده‌اند. «فیلم نه روی شخصیت‌ها، بلکه روی نیروهایی تمرکز دارد که شخصیت‌ها را به حرکت در می‌آورند»؛ جمله‌ای که به‌خوبی وضعیت اثر را توصیف می‌کند و دلیل واکنش‌های دوگانه‌ی منتقدان را روشن می‌سازد.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

بازی متفاوت دیکاپریو در فیلم جدید اندرسون

شروع فیلم با حمله‌ی گروه «فرنچ ۷۵» به کمپ مهاجران، مانند پرت‌کردن تماشاگر به میان میانه‌ی یک نبرد ناتمام است. اندرسون در اینجا هیچ تمهید روایی برای ایجاد آشنایی اولیه با فضای فیلم در نظر نمی‌گیرد؛ او تصمیم می‌گیرد این سردرگمی اولیه به بخشی از تجربه‌ی تماشاگر تبدیل شود. به همین دلیل، سکوت، مکث و حذف توضیح، بخش جدایی‌ناپذیر این سکانس هستند. این شیوه‌ی روایت‌گری نشان می‌دهد فیلم‌ساز بیش از هر چیز به «ریتم جهان» توجه دارد، نه ریتم معمول داستان‌گویی.

در جهان اندرسون، گاهی ناگفته‌ها بیش از گفته‌ها کار می‌کنند و همین ناگفته‌هاست که مسیر تماشاگر را هدایت می‌کند

در ادامه‌ی فیلم، این جهان بی‌رحم و پرتنش است که شخصیت‌ها را به‌پیش می‌برد. برخلاف آثار قبلی اندرسون که در آن‌ها کشش اصلی از درون شخصیت‌ها می‌آمد، این‌بار نیروهای بیرونی هستند که از انسان‌ها عبور می‌کنند و آنها را شکل می‌دهند. باب و دخترش در این روایت بیشتر از آن‌که نقطه‌ی ثقل باشند، گویا سایه‌هایی‌اند که توسط شرایط سیاسی و اجتماعی به مسیرهای ناخواسته رانده می‌شوند. این انتخاب سینمایی سبب شده فیلم حالتی مستندوار و ناظرانه پیدا کند، هرچند همچنان نشانه‌هایی از سلیقه‌ی بصری دقیق اندرسون در نماها و میزانسن‌ها دیده می‌شود.

نقد فیلم One Battle After Another

در میان ساختار پیچیده‌ی فیلم، شخصیت پرفیدیا برجسته‌ترین نمونه‌ی شخصیت‌پردازی است. شیوه‌ی طراحی او نه در قالب یک قهرمان انقلابی جا می‌گیرد و نه در چارچوب ضدقهرمان‌های کلاسیک؛ بلکه بازتابی است خام و صادقانه از فردی که در دل یک جهان سیاسی آلوده و متزلزل دست‌وپا می‌زند.
رفتارهای چندلایه‌ی او از خرابکاری و مبارزه گرفته تا خیانت، معامله و تلاش برای بقا—تصویری می‌سازند که نه قابل ستایش است و نه قابل نفرت مطلق. این ابهام در شخصیت، یکی از نکات قوت فیلم است و به پرفیدیا چنین معنا می‌بخشد:

پرفیدیا تصویری از انسان معاصر است؛ انسانی که برای زنده ماندن مجبور است مرزهای اخلاقی را چنان جابه‌جا کند که گاهی حتی خودش را نشناسد

همین شخصیت‌پردازی موفق باعث می‌شود پایان‌بندی مربوط به او، یعنی همان نامه‌ی معروف، بسیار جنجالی به‌نظر برسد. این نوشته که در پایان فیلم شنیده می‌شود، از سوی بسیاری از منتقدان نوعی «سوگیری آشکار» قلمداد شده؛ گویی اندرسون تلاش کرده با آن جمله‌های پایانی، شخصیت پرفیدیا را تا حدی تطهیر کند یا دست‌کم او را از نگاه قضاوت‌گر مخاطب دور نگه دارد.

ترکیب ژانرها در «نبرد پشت نبرد» یکی از نکات پیچیده و درعین‌حال جذاب کار است. اندرسون موفق شده رگه‌هایی از وسترن‌های تلخ دهه‌ی ۸۰، فضای پارانوئید کمدی‌های دهه‌ی ۷۰، ساختارهای سیاسی فیلم «خباثت ذاتی» و عناصر درام انسانی را به شکلی بافته‌شده و منظم کنار هم قرار دهد. این ترکیب، فیلم را از نظر فرمی غنی می‌کند و اجازه می‌دهد روایت مدام در سطحی تازه تنفس کند. با این حال، همین ویژگی ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناخوشایند باشد؛ مخصوصاً برای کسانی که انتظار ریتمی تندتر یا تمرکز بیشتر بر یک خط داستانی مشخص دارند.

نبرد پشت نبرد

اگرچه فیلم از نظر ریتم و ساختار روایی می‌تواند مخاطب عام را دچار چالش کند، اما نمی‌توان انکار کرد که اندرسون در این اثر به‌دنبال آزمودن مرزهای تازه‌ای است که پیش‌تر کمتر به آن نزدیک شده بود. «نبرد پشت نبرد» بیش از آن‌که یک فیلم در ادامه‌ی مسیر گذشته باشد، نقطه‌ای است که نشان می‌دهد کارگردان در تلاش است سینمایش را از نو تعریف کند؛ سینمایی که قرار نیست فقط درباره‌ی شخصیت‌ها باشد، بلکه درباره‌ی جهانی است که شخصیت‌ها را احاطه کرده و آن‌ها را به نبردی تازه می‌کشاند.

نبرد اصلیِ فیلم نه بین چپ و راست، بلکه میان انسان و جهانی است که لحظه‌ای از تغییر بازنمی‌ایستد

در مجموع، «نبرد پشت نبرد» فیلمی است که برای همه مناسب نیست، اما برای کسانی که مسیر فیلمسازی اندرسون را دنبال می‌کنند، یک تغییر مهم محسوب می‌شود. فیلم نه کپی‌برداری از گذشته‌ی اوست و نه تلاشی برای بازگشت به الگوهای قدیمی؛ بلکه تجربه‌ای تازه است که نشان می‌دهد اندرسون هنوز هم در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند خود را غافلگیر کند و البته مخاطبانش را هم!

تبلیغات
مقالات مرتبط

زوج‌های ناموفق مجموعه خاطرات خون آشام از نگاه طرفداران

فرنچایز خاطرات خون‌ آشام  مجموعه‌ای از روابط عاشقانه‌ای است که برای طرفداران…

دیدگاهتان را بنویسید